|
جمعه 8 فروردين 1398برچسب:, :: 19:4 :: نويسنده : behzad
پسرک به خانه آمد .. خرسند و خندان حمام کرد .. لباسهای نو پوشید .. ظاهر آراست و بی هیچ توضیحی از خانه بیرون رفت .. .... دیر وقت بود . آرام در را باز کرد .. اهل خانه همه خواب بودند . خواست آرام به اتاقش برود که مادر چراغ را روشن کرد چهره ی غم آلود و ژولیده اش را نظاره کرد و پرسید: شادی روزت چه بود ؟ اندوه شامت چیست؟! پسرک درحالی که به قالیچه ی زیر پایش چشم دوخته بود..آرام و شکسته جواب داد: عاشق شدم . . . شکست خوردم!
![]()
جمعه 8 فروردين 1398برچسب:, :: 19:1 :: نويسنده : behzad
آغاز سال 7036 آریایی سال 3752 زرتشتی سال 2573 هخامنشی و سال 1393 خورشیدی بر شما مبارک ![]()
جمعه 8 فروردين 1398برچسب:, :: 1:22 :: نويسنده : behzad
دیشب با خدا دعوایم شد! با هم قهر کردیم! .. فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد!.. رفتم گوشه ای نشستم ... چند قطره اشک ریختم ... و خوابم برد ... صبح که بیدار شدم... مادرم گفت.. نمی دانی از دیشب تا صبح چه بارونی می آمد!!!! ![]()
جمعه 7 فروردين 1398برچسب:, :: 23:58 :: نويسنده : behzad
زمان به من آموخت که دست دادن به معنی رفاقت نیست ... بوسیدن قول ماندن نیست ... و .. عشق ورزیدن ضمانت تنهاشدن نیست! ![]() ![]() |